مدح و منقبت حضرت زینب سلاماللهعلیها
زیـبـاتـرین آرایـههـا را تا نـوشـتـیم از وارثِ انـسـیـة الـحـَورا نـوشـتیم قطعـاً به ما اذنِ نـوشـتن داده حیدر این بار اگـر از زیـنتِ بـابـا نوشتیم همواره در بحثِ کـرامت نامِ او را همپـایِ نـامِ مجـتـبی هـرجـا نوشتیم او زینب است و سورۀ قدرِ حسین است پس در غـزل اِنّـا و اَنـزَلـنـا نوشتیم شأن و مقامش تا ابد مافوقِ درک است مـا قـدرِ فـهـمِ انـدکِ دنـیـا نـوشتـیـم گفتیم او دریایِ ایثار و صبوریست او هست اقیانوس و ما دریا نوشتیم از استـقـامـتها و صبرِ بیبـدیـلَش هرچند که ناچـیز و کـم، امّا نوشتیم یا لَلعَجَـب دیـدیـم که عـیـناً طلا شد بر خاک، وقتی نامِ زینب را نوشتیم طـبـقِ روایت قـبـلِ عَـجـِّل لِـوَلـیِّک یا رَبَّـنـا بالـزِّینَبِ الکُـبـری نوشـتـیم از کربلا تا کوفه یا از کوفه تا شام از دردهایی که دیده ما تنها نوشتیم |